مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

766

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1075 ] فصل [ اول ] : اندر زلق الامعاء « 1 » اين مرضى است كه طعام اندر روده نماند و روده بيرون آيد . و وى بر اقسام است : [ 1076 ] يكى : آنكه در سطح درونى روده بثور پديد آيد از كثرت صفرا به سبب احداث لذع در امعا [ كه باعث شود ] آنچه در وى درآيد زود مندفع گردد غير منهضم به هضم الامعاء [ يعنى هضم روده‌يى نشده است ] . و علامت او ، بر آمدن طعام است غير منهضم يا اندكى هضم يافته . و هر چون‌كه باشد ، با زرداب رقيق آيد . و هنگام گذشتن به روده ، وجع احداث نمايد . و غلبهء تشنگى و تلخى دهان و خشكى زبان و گزيدن مقعد وقت خروج براز و احساس سوزش در امعاء تصاعد وى بر روى و سر و تسكين سوزش ، ساعتى از آب سرد نوشيدن . علاج : رگ زنند و مسهل صفرا دهند و حقنهء سرد « 2 » كنند و مسكّنات و مبرّدات بخورانند ؛ چون آب پوست جو و روغن گل آميخته يا برنج و عدس در آب بيخته و روغن گل يار [ يعنى مخلوط ] كرده يا كعك كوفته و به روغن بادام ممزوج ساخته . و بهترين ادويه ، سفوف زلق الامعا بثورى است كه در ذرب مذكور شده . و مغرّيات ، چون صمغ و نشا و كتيرا و لعابيات ، چون لعاب بهدانه و اسبغول و مانند آن و شربت‌هاى سرد ، چون شربت خشخاش و شربت انار شيرين و شربت آس و جز آن همه مفيد است . و از ترشى خالص بپرهيزند تا حرقت نيفزايد . و طحلب و آرد جو و گلنار و گل سرخ و صندل و پوست انار كوفته و بيخته به آب سيب ترش و آب حبّ الاس بسرشند و بر شكم ضماد سازند . و اگر ماده بسيار بود و قى آسان بود ، بفرمايند . فايده : آب پوست جو بر طريق كشك جو بستانند ؛ يعنى پوست را در آب بپزند ، پس

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Lienteric diarrhoea . ( 2 ) . صفت حقنهء سرد : بگيرند جو و نخود و برنج و پوست خشخاش و تخم خطمى و تخم مرو ، بپزند و بپالايند و روغن گل و صمغ و نشا در آن آميزند و حقنه كنند .